تبلیغات
بیناباج - مطالب اردیبهشت 1394
منوی اصلی
بیناباج
در نظر سنجی وبلاگ شرکت کنید.
  • مجتبی تقوایی چهارشنبه 30 اردیبهشت 1394 12:09 ب.ظ نظرات ()
    متن جالب یک کارت عروسی
    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • مجتبی تقوایی چهارشنبه 30 اردیبهشت 1394 10:45 ق.ظ نظرات ()
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 30 اردیبهشت 1394 10:46 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • مجتبی تقوایی سه شنبه 29 اردیبهشت 1394 02:45 ب.ظ نظرات ()

    آقای بیگدلی تعریف كردند:
    روزی به عیادت آقای مجتهدی كه در بیمارستان ساسان تهران جهت عمل جراحی پروستات و كیسه صفرا بستری شده بودند رفتم. هنگامی كه خدمتشان رسیدم فرمودند:

    آقا جان: اطلاع دارید چه شده است؟

    عرض كردم خیر، مگر چه اتفاقی افتاده؟
    فرمودند:

    چند روز قبل شنیدم: جوان هجده ساله‌ای در طبقه بالا بستری است كه مبتلا به سرطان شده و قرار است او را عمل كنند،
    پرسیدم اسم این جوان چیست؟ گفتند علی، گفتم: ایشان هم نام مولا علی (علیه‌السلام) باشد و سرطان داشته باشد؟ امكان ندارد، باید توسلی محضر مولا پیدا كرده و شفایش را بگیریم، آنگاه توسلی پیدا كردیم، در اثنای آن حضرت مولا علی (علیه‌السلام) در طبقه پنجم بیمارستان جلوه‌ای نمودند، بطوری كه نور عجیبی بیمارستان را روشن نموده و تمام پرسنل بیمارستان و بیماران، متوجه آن شدند و با این جلوه حضرت جوان سرطانی شفا یافت.

    آنگاه به پرسنل بیمارستان گفتم: حضرت امیر (علیه‌السلام) این جوان را شفا دادند و حتماً باید فردا قبل از عمل جراحی تحت معاینه پزشكان قرار گیرد، آنگه به اتاق عمل برود، روز بعد كه جوان را معاینه كردند، معلوم شد كه هیچ اثری از سرطان در بدن او باقی نمانده و در كمال صحت و سلامتی بسر می‌برد!

    هنگامی كه رییس بیمارستان متوجه این ماجرا می‌شود می‌گوید اگر او سرطان را شفا می‌دهد چرا خودش به بیمارستان آمده و كیسه صفرا و پروستات كه دو عمل جراحی مهم است را انجام داده؟! 
    آنگاه نزد آقای مجتهدی آمده و با كمال بی‌ادبی و گستاخانه می‌گوید تو كه سرطان را شفا می‌دهی، چرا خودت در بیمارستان عمل كرده‌ای؟!

    آقا هم به او می‌فرمایند:

    چنانچه حضرت مولا علی (علیه‌السلام) به من اجازه دهند تمام بیماران این بیمارستان را كه هیچ، بلكه بیماران تمام بیمارستانهای موجود را با یك یاعلی شفا خواهم داد و سپس شروع كردند به خواندن این شعر از خواجه شیرازی:

    به ولای تو كه گر بنده خویشم خوانی از سر خواجگی كون و مكان برخیزم
    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • مجتبی تقوایی سه شنبه 29 اردیبهشت 1394 02:44 ب.ظ نظرات ()
    آخرین ویرایش: سه شنبه 29 اردیبهشت 1394 02:44 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • مجتبی تقوایی سه شنبه 29 اردیبهشت 1394 02:39 ب.ظ نظرات ()
    آخرین ویرایش: سه شنبه 29 اردیبهشت 1394 02:42 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • مجتبی تقوایی سه شنبه 29 اردیبهشت 1394 02:35 ب.ظ نظرات ()
    http://www.uplooder.net/img/image/69/098b7c75d977547393052d6f72524349/CAM01942.jpg

    http://www.uplooder.net/img/image/69/59ad600853a5744bbb88ef5ff3e7d5a8/CAM01943.jpg

    http://www.uplooder.net/img/image/68/a7c2a60dc14534f3cd22aa78a0d45431/CAM01932.jpg

    http://www.uplooder.net/img/image/79/5d12198dc7abb074e5df44da4ebae3bb/CAM01932.jpg

    آخرین ویرایش: سه شنبه 29 اردیبهشت 1394 02:36 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • مجتبی تقوایی یکشنبه 27 اردیبهشت 1394 03:39 ب.ظ نظرات ()

    به غیر از حافظیّت خدا، به هیچ چیز نباید اعتماد داشت. همه چیز در دست خداست؛ در روایت است که لا حول و لا قوه الا بالله یعنی هیچ روگردانی از گناهان نیست مگر با حفظ و نگهداری خود خدا و هیچ نیرویی بر طاعت و عبادت خدا نداریم مگر به کمک و یاری خداوند.(تحف العقول ص 468)

    گناه زهر است 
    هیچ ذکری بالاتر و مهمتر از عزم پیوسته و همیشگی بر ترک گناه نیست؛ یعنی تصمیم داشته باشید اگر خداوند صدسال هم به شما عمر داد، حتی یک گناه نکنید،همچنان که اگر صد سال عمر کنید، حاضر نخواهید شد یک بار تَهِ استکانی زهر بنوشید؛ حقیقت و واقع گناه هم، زهر و سَمّ است. 
      
    نخستین گناه شاید به ناکجا آباد بکشد! 
    اگر انسان یک گام در راه غیر رضای خدا بردارد، دیگر گامهای بعدی را نمی داندچه خواهد شد!همان گام اول، او را به جاهایی که نمی داند، خواهد کشید. 
      
    شرط همه توسلات، توبه است 
    - پرسش: آیا استفاده از خاک مدفن سیدالشهداء و آب زمزم – که اینقدر آنها را برای شفا یافتن سفارش می کنید – دعای ویژه ای هم دارد؟
    - پاسخ: شرط همه ی توسلات، توبه است و غیر از توبه شرط دیگری ندارد. 
      
    در هر مرتبه ای هستید، تقوا را مراعات کنید 
    آیت الله بهجت خطاب به نوجوانانی که بعد از تشرف امام رضا علیه السلام در مشهد خدمت ایشان رسیدند: 
    إنشاءالله مؤید، مقبول الزیاره و محفوظ و معصوم از شرّ شیطانهای انس و جن و آفتهای دنیوی و اخروی و ظاهری و باطنی باشید. 
    در هر حال با خدا باشید و خدا را فراموش نکنید تا اینکه خودمان، خودمان را فراموش نکنیم. 
    خداوند همیشه، همه ی مردان و زنان مؤمن را موفق بدارد تا از صراط مستقیم به چپ و راست منحرف نشوند و از خداوند همیشه سعادت خودشان را بخواهند و تا ابد از شرّ و آفت شیطانهای انس و جن، دوری کنند و به خدا و انبیاء او و اوصیای انبیاء و ملائکه ی مقرب، نزدیک شوند. 
    هر کسی – با هر مرتبه ای که دارد – اگر از خداوند و انبیاء و راه انبیاء و اوصیاء دوری کند، آخرش به همان اندازه ی دوری اش، پشیمان خواهد شد و هر کس در هر مرتبه و هر جا و هر کاری باشد، با نزدیک شدن به آنان، آخر کارش سعادت و خوشحالی است. 
    امید دارم خدا همه را در صراط مستقیم به گونه ای حفظ و تثبیت کند که گمراهان را بتوانیم به راه بیاوریم، نه اینکه آنانی را که در راه مستقیم هستند، گمراه کنیم. 
      
    گردنه ای که نمی توان از آن گذشت مگر... 
    در قیامت گردنه ای هست که کسی حقی از مردم بر گردنش باشد، نمی تواند ازآن بگذرد؛ یا باید از حسناتش به کسی که حق او را پایمال کرده، بدهدیا... بالاخره تا مردم در آنجا از همدیگر راضی نشوند، نمی تواننداز آنجا بگذرند. 
      
    چرا این اندازه از امام زمان علیه السلام دوریم؟! 
    چرا این اندازه از امام زمان عجل الله فرجه دوریم؟! ایشان که ما را می بیند و از همه ی موجودات، ظاهرترند، پس چرا این اندازه غافلیم و آن حضرت علیه السلام را از خود دور می بینیم؟! چرا این حضور قلبی را نداریم که از سوی ایشان هر لحظه به مطالبی دست بیابیم؟! 
      
    شکر گزاری بر علم ما هم می افزاید 
    اگر ما شاکر باشیم، خدا می داند چه اندازه بر علوم حقیقی ما افزوده می شود: «لئن شکرتم لأزیدنّکم. اگر سپاسگزاری کنید [نعمت] شما را افزون خواهم کرد.»(سوره ابراهیم، آیه 7) 

    سفارش به نماز اول وقت و فراگیری علوم دینی 
    حضرت آیة الله بهجت قدس سره در دیدار با مسئولان دانشگاه علوم پزشکی تهران، با اشاره به دقت در تعلیم و تربیت دانشجویان، بر وجوب همّت در تعلیم اسلامی دانشجویان، تأکید کردند و فرمودند: (دانشجویان و انسان مسلمان به هر مقامی نائل شوند، باید مطالعه ی اسلامی و دینی داشته باشند و از محرمات بپرهیزند. 
    اگر دانشجو از مسائل دینی آگاه باشد، کار حرام انجام نمی دهد و گرفتار گناه نمی شود. 
    باید آن اندازه همت داشته باشیم تا گنجهایی را که رسول الله صل الله علیه و آله و سلم در روایات برای ما قرار داده اند، بیرون بکشیم و به دست جوانانمان بدهیم.اگر جوانان درس نخوانند، انحراف از دین برای آنان محتمل است. انسان باید دنبال هدایت برود، نه اینکه دنبال راهی برود که عاقبتش هلاک ابدی باشد. باید ان قدر درس بخوانند که گویی انان را در محفظه ی مطمئنی گذاشته اند که شیطان ها در آنان اثر نمی کنند.) 
    حضرت آیت الله بهجت قدس سره سپس با تأکید بر نماز اول وقت افزودند: (یکی از استادان اخلاق در نجف می فرمود: من ضامنم اگر کسی نمازهای پنجگانه را در اول وقت بخواند به مقامات عالیه می رسد؛ اگر کسی این کار را کرد و به مقامات عالیه نرسید، بر من لعن بفرستد. اطباء باید فقیران را هم معاینه کنند. اگر فقیر، خودش نتواند از طبیب تشکر کند، صاحب کار [خداوند و صاحب الزمان علیه السلام] می بیند و تشکر می کند. 
      
    آخرین ویرایش: یکشنبه 27 اردیبهشت 1394 03:48 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • مجتبی تقوایی یکشنبه 27 اردیبهشت 1394 03:36 ب.ظ نظرات ()



    آخرین ویرایش: یکشنبه 27 اردیبهشت 1394 03:37 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • مجتبی تقوایی دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 12:29 ب.ظ نظرات ()

    سنجد به نام علمى "Elaeagnus angustifolia L." یا "E. Orientalis L." و از خانواده Eleagnaceae""می باشد. سنجد داراى ارقامى است که از نظر شکل، رنگ، طعم و اندازه میوه و ارتفاع درخت بایکدیگر متفاوت می‌باشند. این درخت در روستاهاى کوهستانى بیرجند بفراوانى یافت می‏شود و از آن بویژه به عنوان پرچین براى جلوگیرى از تخریب مزارع و باغها استفاده می‌‏کنند. 
    از این رو سعى می‌‏گردد این درخت را در کنار دیوار باغها و در داخل مسیل و با فواصل کم، کشت کنند، تا ریشه‏ هاى ستبر، عمیق، مقاوم و نیز ساقه ‏هاى سخت آن درمقابل سیل مقاومت نماید. از این درخت خاردار براى بادشکن و نیز جلوگیرى از شن هاى روان می‌‏توان استفاده نمود. 
    برگ سنجد شبیه بید، دراز، کرک دار، براق و متناوب و بادمبرگهاى کوتاه می‏باشد. پشت برگها نقره ‏اى فام و داراى دمبرگ کوتاه است.
    گل‏ها معمولاً زردرنگ . منفرد ویا چند تائى در کنار برگها ظاهر شده و فوق‏العاده معطر می‏باشند. موسم گل دادن سنجد اواسط بهار می‌‏باشد. 
    میوه سنجد به رنگ زرد، قرمز ویا صورتى می‏باشد. میان برمیوه آردى و شیرین وخوراکى است. در درون میوه، هسته درازى مشابه هسته خرما اما کوچکتر مشاهده می‌‏شود. 
    سنجد به سرماى سخت زمستان مقاوم می‌‏باشد لیکن گرماى شدید تابستان را نمی‌‏پسندد. به لحاظ گل‏ هاى فوق‏ العاده معّطر و برگهاى نسبتاً زیبایش در پارک ‏ها کشت می‌‏شود این درخت در زمین‏ه هاى

    سنگدار، شنى و فقیر می‌‏روید. 
    در هند از روغن هسته سنجد لعوق یا شربت غلیظی درست می‌کنند که در التهاب غشاهای مخاطی همراه با ترشح همانند انواع زکام و نیز در موارد عفونتهای برونشها مصرف می‌نمایند. در اسپانیا از شیره گل سنجد برای قطع تب‌های مهلک و خطرناک استفاده می‌شود. میوه سنجد از نظر طب سنتی،طبیعت سرد و خشک دارد و مقوی و مفرح است،ضد تهوع و صفرا بر نیز می‌باشد.سنجد به ویژه خام آن برای بند آوردن اسهال نافع است.جوشانده گل سنجد برای بیماریهای دماغی مانند فلج و کزاز و نیز برای قلب و زخمهای ریوی و تنگی نفس مفید است و برای تقویت معده و کبد و باز کردن گرفتگیها و تحلیل گاز معده و نفخ استسقاء و یرقان نافع می‌باشد. 

    آخرین ویرایش: دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 12:30 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • مجتبی تقوایی دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 12:10 ب.ظ نظرات ()
  • تشله بازی     

  • تعداد 3 تا 4 سوراخ کوچک در زمین مسطح با فاصله های مشخص از یکدیگر حفر نموده، در ابتدا یکی از تشله ها را که از شیشه یا سنگ می باشد  در فاصله معینی گذاشته و افراد دیگر به قصد زدن تشله رقیب، بازی را شروع می کنند و با هر دفعه انداختن داخل یکی از حفره ها ،به قصد زدن تشله رقیب ادامه می دهند تا یکی از آن دو از صحنه خارج شود.
    از دیگر بازیهای قدیمی بیناباج :الک دولک،قایم باشک،گرگم گله می برم،کوتش خراب و گل بازی. 

آخرین ویرایش: دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 12:15 ب.ظ
ارسال دیدگاه
  • مجتبی تقوایی یکشنبه 20 اردیبهشت 1394 03:14 ب.ظ نظرات ()



    آخرین ویرایش: یکشنبه 20 اردیبهشت 1394 03:16 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • مجتبی تقوایی یکشنبه 20 اردیبهشت 1394 01:16 ب.ظ نظرات ()

    با قلم و یاری پروردگار                    از گذشته گویم و آن روزگار

    گرکند یاری خداوند مهربان                برشمارم از رسومات زمان

    گویم از تافتون ، توگی و لواش                       از لباس و فرش و امرار معاش

    ناز و نعمت آن زمان بسیار بود           جو و گندم برکت انبار بود

    غله یک ساله در انبار بود                 وزن غله کیل یا خروار  بود

    کیل میشد غله هنگام فروش               کم نمی کرد کیل خود غله فروش

    احتکار غله معنایی نداشت                 این صفت در جامعه جایی نداشت

    مردم دوران صداقت داشتند                با مساجد انس و الفت داشتند

    اعتقاد و دین و ایمان داشتند               الفتی با صوت قرآن داشتند

    از زکات و خمس کس بی غم نبود        بذل و بخشش بین مردم کم نبود

    یاد باد آن دین و ایمان یاد باد              صبح اول صوت قرآن یاد باد

    دشت و باغ و مزرعه آباد بود             مالکش در ناز و نعمت شاد بود

    در مزارع این همه آفت نبود              این همه سمپاشی و زحمت نبود

    کوچه باغها آن زمان مشهور بود         بر سر دیوارها انگور بود

    توت و زردآلو کم و اندک نبود                       در فراوانی نعمت شک نبود

    هندوانه خربزه بسیار بود                  زردک و شلغم خر و خروار بود

    هر کشاورزی خمی پر شیره داشت       شیره خوش رنگ و طعم تیره داشت

    مغز ارزن هر کسی د رخانه داشت       یک جوال بی وزن بی پیمانه داشت

    کشمش و بادام گردو کم نبود              در زمستان خانه بی شلغم نبود

    هر کسی چند گوسفند پروار داشت       خرجی یک ساله را انبار داشت

    پر ز روغن دیگ مس یا دبه بود         ظرف آب سرد و سالم کوزه بود

    ماست شیرین بود همان ماست تقار       کشمش خوب خشک می شد با شغار

    نان گندم پخته می شد در تنور                        نان به روی سفره بی حد وفور

    سفره ها رنگین ز تافتون و لواش         ماست خیکی و پنیر و ظرف آش

    یک غذا بود آن زمان توگی پلو           پخته میشد روی دیکدان با آلو

    توگی شیری که صبح آماده بود                       صبح سرما بهترین صبحانه بود

    پخته می شد آبگوشت توی قلیف         یک خوراک پر انرژی و لطیف

    روی سفره قرمه های شور بود           کاسه ای پر شیره انگور بود

    آخرین ویرایش: یکشنبه 20 اردیبهشت 1394 01:20 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • مجتبی تقوایی یکشنبه 20 اردیبهشت 1394 12:12 ب.ظ نظرات ()
     صفحه اول شناسنامه رضا عطاران
    آخرین ویرایش: یکشنبه 20 اردیبهشت 1394 12:13 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • مجتبی تقوایی یکشنبه 20 اردیبهشت 1394 12:01 ب.ظ نظرات ()
    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • مجتبی تقوایی شنبه 19 اردیبهشت 1394 12:29 ب.ظ نظرات ()
    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • مجتبی تقوایی چهارشنبه 16 اردیبهشت 1394 12:13 ب.ظ نظرات ()
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 16 اردیبهشت 1394 12:13 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • مجتبی تقوایی چهارشنبه 16 اردیبهشت 1394 12:11 ب.ظ نظرات ()
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 16 اردیبهشت 1394 12:13 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • مجتبی تقوایی چهارشنبه 16 اردیبهشت 1394 12:10 ب.ظ نظرات ()
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 16 اردیبهشت 1394 12:10 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • مجتبی تقوایی چهارشنبه 16 اردیبهشت 1394 11:19 ق.ظ نظرات ()
    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • مجتبی تقوایی چهارشنبه 16 اردیبهشت 1394 11:18 ق.ظ نظرات ()
    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • تعداد صفحات : 3 1 2 3