تبلیغات
بیناباج - شهادت امام هادی علیه السلام تسلیت باد
 
درباره وبلاگ


روستای بیناباج دارای 171 خانوار و 569 نفر جمعیت می باشد.

روستای بیناباج یکی از روستاهای شهرستان قائنات در استان خراسان جنوبی میباشد . با توجه به اینکه اکثریت اهالی روستای مذکور مهاجرت و در سراسر ایران پراکنده شده اند و بی شک هر یک از عزیزان مطالب ، عکسها ، روایات ، خاطرات و موارد گوناگون دیگری در ارتباط با این روستا و روستاهای همسایه (ثغوری - کارشک - بسکاباد و... ) در اختیار دارند ، هدف از ایجاد این وبلاگ جمع آوری آنها و قابلیت استفاده علاقمندان و همولایتی ها و آشنایی هرچه بیشتر فرزندان و جوانان از گذشته خود و پدران و اجدادشان است . با تشکر از همکاری همه عزیزانی که این حقیر را در شناساندن این منطقه یاری خواهند کرد ./مدیر وبلاگ

مدیر وبلاگ : مجتبی تقوایی
نویسندگان
نظرسنجی
ارزیابی شما از این وبلاگ؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
http://yon.ir/binabaj
بیناباج
در نظر سنجی وبلاگ شرکت کنید.
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

طرز شهادت امام هادی سلام الله علیه

نخستین فرزند امام جواد علیه السلام در نیمه ماه ذى الحجه سال 212 هجرى دیده به گیتى

گشود.

پس از پدر، درخشان ترین و شامخ ‌ترین شخصیت اسلام بود.

امام علیه السلام معاصر با خلفا و زمامدارانى بود كه آنان را محوشدگان مى نامند.

معتصم عباسى محو در خونریزى، هارون و واثق پسرش محو در لذت طلبى و جعفر و متوكّل برادر

وى، محو در عقده هاى روانى بودند.

اسم شریف آن حضرت ((على)) و كنیه او ((ابوالحسن)) بود و چون در ائمه مكنى به این كنیت بودند به جهت تعیین آن جناب را ((ابوالحسن الثالث)) مى گویند. القاب شریفه زیاد و اشهر آن ها ((نقی)) و ((هادى)) است. گاهى آن حضرت را ((نجیب)) عالم، فقیه، ناصح، طیب و مؤتمن مى‌گفتند.

چون آن حضرت و فرزندش امام حسن علیه السلام در سامرّا سكنى فرمودند و در محله عسكر

بدین سبب آن بزرگواران به آن مكان منسوب شدند و ((عسكرى)) نام گرفتند.

آن حضرت در سال 254 هجرى (طبق روایات شیعه) به دست پلید معتز، خلیفه عباسى با سم به شهادت رسیده است.

امام هادى علیه السلام در ایام خود با هفت تن از خلفاى عباسى: ماءمون، معتصم، واثق، متوكّل، منتصر، مستعین و معتز معاصر بوده است.

در عهد معتصم، سال 220 بود كه پدر بزرگوارش در بغداد با سم شهید شد.

حضرتش در مدینه بود و به امر خدا و معرفى امامان گذشته به امامت رسید و به نشر تعالیم دینى مى پرداخت تا زمان متوكّل فرارسید.

متوكّل در سال 243 در اثر سعایت هایى كه كرده بودند، به یكى از امراى دولت خود ماموریت داد

كه آن حضرت را از مدینه به سامرّا - كه آن روز پایتخت و عاصمه خلافت بود - جلب كند و نامه اى

مهرآمیز با كمال تعظیم (!!) به آن حضرت نوشت و تقاضاى حركت و ملاقات نمود.

البته پس از ورود آن حضرت به سامرّا، در ظاهر اقداماتى به عمل نیامد. ولى در عین حال آنچه مى توانست در فراهم آوردن وسایل اذیت و هتك آن حضرت كوتاهى نمى كرد و بارها به منظور قتل یا هتك، امام را احضار كرده و به امر وى خانه اش را تفتیش نمودند.

متوكّل در دشمنى با خاندان رسالت در میان خلفاى عباسى نظیر نداشت. به ویژه با حضرت امیرمومنان على علیه السلام دشمن سرسخت بود و آشكارا به حضرتش ناسزا مى گفت و مرد

مقلّدى را موظف داشت كه در بزم هاى عیش تقلید آن حضرت را درمى آورد و خلیفه مى خندید.

وى در سال 237 هجرى امر كرد قبه و ضریح حضرت امام حسین علیه السلام را در كربلا، هم

چنین خانه هاى بسیارى كه در اطرافش ساخته بودند، ویران و با زمین یكسان نمودند و دستور داد كه آب به حرم امام بستند و زمین قبر مطهر را شخم و زراعت كنند تا به كلى اسم و رسم مزار فراموش شود.

در زمان متوكّل وضع زندگى سادات علوى - كه در حجاز بودند - به مرحله رقت بارى رسیده بود،

چنان كه زن هاى ایشان هیچ گونه ساتر نداشتند و عده اى از ایشان یك چادر كهنه داشتند كه در اوقات نماز آن را به نوبت مى پوشیدند و نماز مى خواندند. نظیر این فشارها را به سادات علوى - كه در مصر بودند - نیز وارد مى ساخت.

امام هادى علیه السلام به شكنجه و آزار متوكّل صبر مى فرمود تا آن خلیفه نابه حق در گذشت و پس از وى، منتصر، مستعین و معتز روى كار آمدند و به دسیسه معتز، آن حضرت مسموم و شهید شد.

اغلب روات و مورخین گویند: آن حضرت در نیمه ذى حجه سال 212 در ((صریا))- موضعى در حوالى مدینه - دنیا را به نور خود منور فرمود. بعضى دوم - یا پنجم - رجب را ذكر كرده است.

والده معظمه اش ((سمانه)) مغربیه و معروف به سیّده است كه و كانت من القانتات. محدث قمى رحمة الله از ((جنات الخلود)) نقل مى نماید كه آن مخدره در زهد و تقوى مثل و مانندى نداشت و بیشتر اوقات روزه بود.

شمائل امام هادى علیه السلام را این گونه توصیف كرده اند.

حضرت متوسط القامة بود، روى سرخ و سفید، چشم هاى فراخ، ابروهاى گشاده و چهره دلنشین داشت، كه هر مغمومى كه بر روى مباركش نظر مى كرد، غم او زایل مى گشت و محبوب القلوب و صاحب هیبت بود، و در راه رفتن قدم ها را كوچك مى گذاشت، و پیاده رفتن بر آن حضرت دشوار بود.

نقش خاتم آن حضرت علیه السلام الله ربى و هو عصمتى من خلقه بود. انگشتر دیگرى داشت كه در آن نقش بودحفظ العهود من اخلاق المعبود.

سید بن طاووس رحمة الله روایت كرده كه جناب عبدالعظیم حسنى گوید: حضرت امام محمد تقى علیه السلام این حرز را براى پسرش حضرت امام على النقى علیه السلام آنگاه كه آن حضرت كودك بوده و در گهواره جاى داشت نوشت و او را تعویذ مى كرد و آن حضرت اینتعویذ را به اصحاب خود امر مى كرد و آن حرز چنین است:

بسم الله الرحمن الرحیم لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم. اللهم رب الملائكة و الروح.

تمام این تعویذ در ((مهج الدعوات)) آمده است و تسبیح آن حضرت هم این گونه بود.

سبحان من هو دائم لا یسهو، سبحان من هو قائم لا یلهو، سبحان من هو غنى لا یفتقر، سبحان

الله و بحمده.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   

جاوا اسكریپت

کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک
فاتولز – جدیدترین ابزار رایگان وبمستر