تبلیغات
بیناباج
 
بیناباج
در نظر سنجی وبلاگ شرکت کنید.
درباره وبلاگ


روستای بیناباج دارای 171 خانوار و 569 نفر جمعیت می باشد.

روستای بیناباج یکی از روستاهای شهرستان قائنات در استان خراسان جنوبی میباشد . با توجه به اینکه اکثریت اهالی روستای مذکور مهاجرت و در سراسر ایران پراکنده شده اند و بی شک هر یک از عزیزان مطالب ، عکسها ، روایات ، خاطرات و موارد گوناگون دیگری در ارتباط با این روستا و روستاهای همسایه (ثغوری - کارشک - بسکاباد و... ) در اختیار دارند ، هدف از ایجاد این وبلاگ جمع آوری آنها و قابلیت استفاده علاقمندان و همولایتی ها و آشنایی هرچه بیشتر فرزندان و جوانان از گذشته خود و پدران و اجدادشان است . با تشکر از همکاری همه عزیزانی که این حقیر را در شناساندن این منطقه یاری خواهند کرد ./مدیر وبلاگ

مدیر وبلاگ : مجتبی تقوایی
نویسندگان
نظرسنجی
ارزیابی شما از این وبلاگ؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

مکتب فاطمه سلام الله علیها مکتبی اعجازآمیز است. مکتبی است که تمام آثار درخشان پدید آمده از این مکتب، حیرت آدمی را بر می انگیزاند. هر بُعد و جنبه ای از حیات فاطمه سلام الله علیها که مورد مطالعه قرار می گیرد، نکته آموزنده و هدایت کننده و شگفت آوری دارد. برکات آن بر همه افراد نازل است و بر امتی که خواستار رهایی است نازل تر. چه بسیارند درس هایی که از زمینه های مختلف زندگی فاطمه سلام الله علیها حاصل می شود و مسلمانان با استفاده از آنها، می توانند راه حیات را برای خود هموار سازند. از مسایل درس آموز حیات فاطمه سلام الله علیها، مسأله همسرداری و خانه داری اوست. بنای زندگی ویژه ای که اساس آن مبتنی بر اهداف و مقاصد انسانی و الهی، انس و صفا، تکمیل و تکامل، خلوص و وحدت بوده است و ثمره آن رشد طرفین، تولید نسل و گزینش بر اساس کفویت ایمانی و اخلاقی و برتری یکی بر دیگری در ردیف افسانه هاست.

خانه فاطمه سلام الله علیها

نخست از خانه فاطمه سلام الله علیها حرف بزنیم، جایی که او و علی علیه السلام در آن زندگی کرده اند و گل های بوستان خود را در آن پرورش داده اند. تا مدت های زیاد، آن ها در اطاق اجاره ای زندگی را سرکرده اند که دور از خانه پیامبر بود. بعدها رسول خدا با یکی از صحابه سخن گفت و خانه اجاره ای آن ها را به محلی نزدیک تر به خود آورد و سال ها گذشت تا آن ها خود صاحب خانه ای و حجره ای کوچک شدند. این خانه که در کنار خانه پیامبر بود و بیش از یکی دو متر با آن فاصله نداشت، خانه ای بود کوچک و محقر، فرش آن شامل حصیری بود که تنها نیمی از اطاق را می پوشاند و نیم دیگر با شن نرم مفروش بود. درب آن یک لنگه ای و معرف فقر اهل خانه. در این خانه فاطمه سلام الله علیها با علی علیه السلام هم راز و بهتر بگوییم هم بند و هم سلول بود. از دیدی محلی برای زندگی و مسکن است، از سویی دیگر کارگاهی است برای کارهای دستی فاطمه سلام الله علیها که برای کمک معاش و یا در بسیاری از موارد برای خدمت به فقرا و مساکین انجام می گرفت و از جهتی مرکز آمد و شد یاران علی علیه السلام، دوستان فاطمه سلام الله علیها، زنان مسأله دار و هدایت خواهی بود.

فاطمه سلام الله علیها این خانه را مدرسه و دانشگاهی ساخته بود، نه تنها برای فرزندان خود، بلکه برای زنان مسلمان که سوالات مذهبی خود را از او می پرسیدند. آن را کانون مقدسی ساخته بود که اعضای خانه آن را سنگری دانسته، پناه و سکون خود را درآن جا می جستند. این کانون مطمئن ترین محل آرامش و پناه علی علیه السلام بود.

اهمیت خانه داری

فاطمه سلام الله علیها از کسانی نبود که خانه داری را کاری کوچک بشمرد و یا خانه را به شوق اداره و منصبی ترک گوید و یا آن را محل و مرکزی برای بلند پروازی خود قرار دهد. او به این نکته آگاه بود که کانون خانوادگی و اداره آن کمتر از اداره یک کشور نیست و حتی پایه کشورداری به حساب می آید. و هم می دانست و از زبان پیامبر شنیده بود که خدمت در خانه و خانه داری دارای اجر و حسنه است، حسنه ای که هیچ کاری از زن با آن برابری نمی کند.

روزی رسول خدا از اصحاب خود پرسید: زن در چه حالی به خدا نزدیک تر است؟ و اصحاب پاسخ درست آن را ندانستند. فاطمه سلام الله علیها این سخن را شنید و پیام فرستاد: «زن در حالی به خدا نزدیک تر است که ملازم خانه باشد و از آن بیرون نشود.» او می دانست که خانه سنگر است، پایگاه اجتماعی اعضا است، همانند یک نهاد اجتماعی گران قدر است و کاری برای زن از نظر ارزشمندی معادل خانه داری نیست. بدین سان، هم خود را به خانه داری نهاد و اداره و مدیریت آن و نیز تربیت فرزند را در آن به وجهی نیکو پذیرا شد. او در این راه احساس خجلت و ننگی نداشت و زیر بار وظایف آن شانه خالی نمی کرد.

مرکزیت خانه اش در مسیر تربیت فرزند، مشاوره و همدلی با علی علیه السلام و مهرورزی به اهل خانه بود و حاصل چنین اقدامی، فاطمه سلام الله علیها را بیش از پیش محبوب کرد و او را راضی به این تقسیم کار پیامبر بود که کار درون خانه از آن او و کار بیرون خانه از آن علی علیه السلام باشد و خدای را بر این امر سپاس گزار و شاکر بود.

مسئولیت در خانه

او به فرموده رسول گرامی اسلام، رییس خانه بود. کدبانویی مجرب که گویی تمام دوره های مدیریت خانواده را گذرانده و به وظایف خود نیکو آشنا بود. مسئولیتش سنگین بود، در آن روزگار دشوار؛ آن هم در دوره فقر خاندان پیامبر او باید به امور زیر می رسید:

ـ سر و سامان دادن امور خانه، آن هم خانه ای که مرکز آمد و رفت است و چند کودک خردسال درآنند.
ـ تربیت و اداره و نظافت و سرپرستی فرزندان که آن هم کاری اندک و آسان نیست.

ـ پیشه وری و صنعت گری چون بافتن پیراهن برای فرزندان و یا پشم ریسی برای کمک به معاش.
ـ آسیاب کردن گندم یا جو با دستاس که رسول خدا فرموده: «دست فاطمه سلام الله علیها در این راه زخمی شده است.»

ـ آوردن آب از بیرون که در آن روزگار این هم مشکلی برای فاطمه (سلام الله علیها)بود و خانه ها آب نداشتند.

ـ هدایت و سرپرستی زنان جدیدالاسلام که از برکت فاطمه (سلام الله علیها)هدایت می شدند
و بالاخره کارهای دیگری که هر زنی بدان واقف است و به اصطلاح خودشان از بام تا شام در خانه می دوند ولی باز هم کارشان نیمه کاره می ماند. برای تهیه مختصر غذایی آن هم وقت می گذراند ولی باز هم مطبوع طبع آن ها قرار نمی گیرد. درک سنگینی مسئولیت او میسر نیست، مگر آن گاه که آدمی خود در شرایط آن قرار گیرد

سکون خانه

خانه فاطمه سلام الله علیها از آن خانه هایی است که خدا خواسته نام او در آن جا بلند گردد و مورد تسبیح و تقدیس باشد. طبیعی است که چنین خانه ای نمی تواند مرکز آشفتگی و هرج و مرج باشد. نخستین چیزی که باید در آن حضور داشته باشد سکون و آرامش است و فاطمه سلام الله علیها سعی داشت چنین کند. او می داند که ترقی و عظمت شوهر، کوشش و تلاش ارزنده او تا حدود زیادی مرهون زندگی آرام و ساکن او در محیط خانه است و خانه باید سنگر آرامش و محل تجدید قوا باشد تا شوهر بنشیند، درست نقشه بکشد و درست طراحی کند و درست تصمیم به اجرا و عمل بگیرد. خانه باید در سکون و آرامش باشد تا شوهر بتواند در آن خانه احساس راحتی کرده و مشقات بیرون را از تن به در نماید

خانه فاطمه سلام الله علیها برای علی علیه السلام چنین وضعی داشت. علی علیه السلام در کنار زهرا سلام الله علیها احساس آرامش می کرد و حتی هرگاه که از حوادث و مشکلات زندگی به ستوه می آمد به سنگر خانه پناه می برد و در آن جا کمی با فاطمه سلام الله علیها سخن می گفت و تجدید قوا می کرد و از نو سرگرم کار و تلاش و مبارزه می شد و این امر در سراسر زندگی علی علیه السلام وجود داشت، حتی پس از وفات فاطمه سلام الله علیها و در سر مزارش.

گرمی و روشنایی کانون

فاطمه سلام الله علیها در محیط خانه چون ماهی درخشان بود که نور وجودش، کانون خانه و دل علی سلام الله علیها را روشن می کرد. او مصداق این آیه قرآن بود که : «او روشنی بخش خانه بود، دیدارش رنج ها و غصه ها را از دل می زدود(۱)». علی علیه السلام خود فرمود: «وقتی به خانه می آمدم و به زهرا نگاه می کردم تمام غم و غصه ام زدوده می شد» (2)

فاطمه  سلام الله علیها  کانون خانواده را گرم می داشت، علی علیه السلام و فرزندان را دل به این خوش بود که در کنار فاطمه اند و در آن کانون اند. از دیدی، او چون شمعی بود که پروانه ها را به دور خود جمع کرده، به آن ها گرمی و نور می داد. خانه اش کانون انس و صفا بود. اعضای خانه با هم انس و آشتی و معاونتی داشتند و در کمال هم رنگی و صداقت، در سایه ایمان به خدا و رسول و کتاب او زندگی می کردند. اگر علی علیه السلام تصمیمی می گرفت همگان همراه او بودند و اگر فاطمه سلام الله علیها تصمیمی اتخاذ می کرد دیگر افراد خانه با او همگام می شدند و بالاخره فاطمه سلام الله علیها در گرم داشتن کانون لطف و عنایت به همسر، رحمت و دلسوزی به فرزندان، مصداق حدیث پیامبر بود که، خیرنسائکم، الطفهن بازواجهن و ارحمهن باولادهن (۳) و مصداق احادیث دیگر رسول چون عفیفه بودن، شوهر دوست و فرزند دوست بودن و ضمن این که او خود ملهم به الهامات الهی بود.

اصل ساده زیستی

روزی پیامبر وارد منزل فاطمه سلام الله علیها شد، دخترش را دید که روی زمین نشسته با یک دست فرزندش را در آغوش گرفته و با دست دیگر با آسیاب دستی گندم ها را آرد می کند، اشک در چشمان پیامبر حلقه زد و فرمودند: «دخترم، تلخی ها و مشکلات دنیا را به یاد شیرینی و سعادت بهشتی بر خود گوارا ساز.

ساده زیستی و ساده پوشی و زندگی با روح و صفا، سبک و سیره فاطمه سلام الله علیها بود و بر دوری گزیدن از اسراف کاری و زندگی در اسارت تجملات اصرار می ورزید؛ چرا که زندگی پر زرق و برق و تجملی به جای این که انسان را به نیک بختی و آزادی و آزادگی و آرامش خاطر برساند او را به انواع قید و بندهای بیهوده گرفتار می نماید.

اصل فروتنی و مدیریت پذیری

حضرت فاطمه سلام الله علیها در پاسخ درخواستی از سوی حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «خانه، خانه توست، زنان همراه مردان هستند و من در هیچ کاری با تو مخالفت نمی کنم.»

با این که حضرت سلام الله علیها در ابعاد گوناگون زندگی ممتاز و هم سنگ امیرمؤمنان بودند و از لحاظ موقعیت معنوی و جایگاه اجتماعی و خانوادگی نیز همانند ایشان بودند. اما نه تنها در قلمرو زندگی به ویژه خانه و خانواده خود را با همتای خویش هماهنگ و همراه می کردند، بلکه در شرایط حساس و سرنوشت ساز از دیدگاه و موضع خویش به احترام آن حضرت گذشت می کردند
اصل عشق و صمیمیت در خانواده

آن بانوی بزرگوار، در همه ابعاد زندگی، به ویژه در زندگی مشترک الهام بخش و در رابطه با حقوق دیگران، سیره اش وفا و وفاداری بود. چرا که ایشان رهروان خویش را بر این اندیشه رهنمون می کردند که وقتی میان دو جوان پیمان زندگی مشترک بسته می شود، زندگی انفرادی آنان به یک زندگی اجتماعی تبدیل می گردد و امضای این پیمان مقدس و انسانی بدان مفهوم است که آن دو انسان با هم پیوند می بندند تا پایان زندگی یار و یاور و وفادار یکدیگر و رفیق راه هم باشند. خود حضرت نیز در این رابطه می فرمایند: «ای پسر عمو! از روزی که با تو زندگی کرده ام نه به تو دروغی گفته و نه خیانتی کرده و نه با تو مخالفتی ورزیده ام.

اصل همسرداری

حضرت فاطمه سلام الله علیها می فرمایند: «وای به حال زنی که شوهرش را خشمگین کند و خوشا به حال کسی که همسرش از او خشنود باشد.» سیره فاطمه سلام الله علیها در زندگی مشترک، رعایت دقیق و ظریف حقوق و حرمت همتای زندگیش بود. از این رو کسی که انتظار دارد حقوق و حرمت او از سوی دیگران رعایت گردد و شخصیت و کرامت او گرامی داشته شود، خود باید حقوق و حرمت دیگران را پاس دارد.

اصل برنامه ریزی در خانواده

حضرت فاطمه سلام الله علیها سمبل نظم و انضباط، نمونه ظرافت، دقت و تدبیر بود. ایشان بر این باور بود که دینداری و دین باوری راستین، پای بست بودن به حساب و کتاب، قانون و مقررات و داشتن نظم و برنامه در زندگی می باشد.

اصل همکاری و کمک کاری

حضرت فاطمه سلام الله علیها در تنگنا، خستگی و دشواری زندگی بود، ولی چنان نبود که شوهری خودخواه و تن پرور داشته باشد که این همه کارها و تلاش ها را وظیفه خاص زن بداند و کمک کارش نباشد. نه، علی علیه السلام چنین مردی نبود. او در کار و تلاش مردانه اش کمتر از فاطمه سلام الله علیها نبود. چه بسیار از کارهای خانه را او انجام می داد. حتی با فاطمه سلام الله علیها می نشست و گندم آسیاب می کرد و حتی در مواردی نان می پخت، رسیدگی به امور بیرون، تهیه نان برای چنان خانواده ای با فرزندان متعدد، آن هم کار و اشتغالی مشروع، آب کشی برای مزرعه و درختان، کار فردی برای آبیاری درختان، حضور در جبهه و صحنه رزم، دستگیری از بینوایان، بردن نان و آذوقه برای دردمندان، عبادت رسمی و حضور در عرصه های سیاسی خود کاری بس وسیع و پردغدغه بود. در عین حال هرآنگاه که از کار روزمره فارغ می شد و به خانه می آمد با همان بدن خسته به کمک فاطمه سلام الله علیها می شتافت. اصلاً یکی از عوامل شادابی و تکامل خانواده ها تعیین حدود مسئولیت افراد در خانواده است. با تقسیم کار، عدالت اجتماعی در محیط کوچک خانواده سعادت می آفریند. تفاهم و تعاون دو اصل لازم اخلاقی در تشکیل و پایداری سالم نظام خانوادگی است.

از دیدگاه اسلام مرد حق ندارد همسر خویش را به چشم یک خدمتکار بنگرد و کارهای خانه را وظیفه واجب او بداند. این صفا، ایثار، صمیمیت، رأفت و عطوفت زن است که زمینه پذیرش کارهای طاقت فرسایی، چون: خانه داری، فرزندداری و همسرداری را پدید می آورد. از این رو اسلام مرد را موظف می کند که همچون گلی پربها از همسر خویش مراقبت کند
اما گذشته از این صحبت ها، آیا من و شمای مادر و همسر که امروز کار و فعالیت در اجتماع و جامعه، جزء جدایی ناپذیر زندگی مان شده، چقدر به خانه و همسر و فرزندانمان می رسیم. اگر واقعاً درجه اهمیت و اولی را به خانه داری و همسرداری و فرزندپروری که وظیفه اصلی ماست داده ایم و به کار بیرون مان هم می پردازیم که عادلیم و خوش انصاف و حق هم همین است که همسرمان برتر از یک گل از ما مراقبت و نگهداری و حفاظت نماید. اما اگر نه، کار خانه را ننگ و عار می دانیم و فراموش کرده ایم که برای چه ازدواج کرده ایم و قرار نیست فرزندانی بی ادب و بی تربیت تحویل جامعه بدهیم و می بایست اول به نیازهای همسر و فرزندانمان که هم حق طبیعی آن هاست و هم به واسطه برآوردن این نیازها در درجه اول این خودمان هستیم که به آرامش می رسیم، لازم است در نظریات و باورهایمان پالایش کنیم و با تفکر و تأمل، به خود برسیم و به زن بودنمان. زنی که کرامت و شرافت و بزرگی اش برتر است که از دامن زن، مرد به معراج می رود





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 23 اسفند 1394
مجتبی تقوایی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 20 اسفند 1394
مجتبی تقوایی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 20 اسفند 1394
مجتبی تقوایی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 20 اسفند 1394
مجتبی تقوایی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 20 اسفند 1394
مجتبی تقوایی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 19 اسفند 1394
مجتبی تقوایی
حکایت شیطان
به شیطان گفتم: «لعنت بر شیطان!» لبخند زد.
پرسیدم: «چرا می خندی؟»
پاسخ داد:«از حماقت تو خنده ام می گیرد»
پرسیدم: «مگر چه کرده ام؟»
گفت: «مرا لعنت می کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده ام»
با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می خورم؟!»
جواب داد: «نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای. نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می زند.»
پرسیدم: «پس تو چه کاره ای؟»
پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز !!!»
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
خنده دارترین معامله
http://binabaj91.mihanblog.com/

در قرون وسطا کشیشان بهشت را به مردم می فروختند و مردم نادان هم با پرداخت هر مقدار پولی قسمتی از بهشت را از آن خود می کردند. فرد دانایی که از این نادانی مردم رنج می برد، هر چه کرد نتوانست مردم را از انجام این کار احمقانه باز دارد؛ تا اینکه فکری به سرش زد… به کلیسا رفت و به کشیش مسئول فروش بهشت گفت: قیمت جهنم چقدر است؟

کشیش تعجب کرد و گفت: جهنم؟! مرد دانا گفت: بله جهنم. کشیش بی هیچ فکری گفت: “۳ سکه” مرد سراسیمه مبلغ را پرداخت کرد و گفت: لطفا سند جهنم را هم بدهید. کشیش روی کاغذ پاره ای نوشت: “سند جهنم” مرد با خوشحالی آن را گرفت. از کلیسا خارج شد، به میدان شهر رفت و فریاد زد:

من تمام جهنم رو خریدم، این هم سند آن است. دیگر لازم نیست بهشت را بخرید، چون من هیچ کس را داخل جهنم راه نخواهم داد!






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 13 اسفند 1394
مجتبی تقوایی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 6 اسفند 1394
مجتبی تقوایی

مشاور دینی: 
محتوای سایت دین درمانی برگرفته از منابع اسلام است 

خبرگزاری رسا ـ مشاور دینی گفت: سایت دین درمانی به عنوان یک مرجع علمی می‌تواند در آینده مورده استفاده تمامی دانشمندان و پژوهشگران علوم انسانی به ویژه پژوهشگران حوزه خانواده قرار گیرد.

محمد علی خلیلی بیناباج مدرس آموزش خانواده و مهارت های زندگی، در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری رسا در مشهد، با بیان این که حدود ده سال در حرم مطهر رضوی پاسخگوی سوالات تربیتی و خانوادگی زائرین و مجاورین بودم گفت: از همان شروع کار منابع روانشناختی را لازم ولی کافی نمی دانستم از این رو به توصیه اساتید محترم واحد مشاوره دینی حرم مطهر به منابع غنی دینی مثل تفاسیر قرآن، نهج البلاغه، نهج الفصاحه، میزان الحکمه و سایر منابع مراجعه کردم.

وی تصریح کرد: پس از مدتی با توجه به بازخوردهایی که از پاسخ به حدود یک هزار سوال دریافت کردم به این نتیجه رسیدم که با تکیه برآموزه های دینی می توان پاسخگوی تمام سوالات تربیتی وخانوادگی بود، بنابراین اولین وبلاگ دین درمانی با نام دین نشاط را راه اندازی وبه تدوین طرح مدون مطابق با آخرین استانداردهای علمی اقدام کردم.

کارشناس ارشد روانشناسی اظهار کرد: این فعالیت ها سبب شد علی رغم مرتبط نبودن رشته تحصیلی ام جهت همکاری با واحد مشاوره دینی حرم مطهر به عنوان کارشناس مشاوره دینی دعوت به کار شوم.

وی عنوان کرد: در سال ۱۳۸۸ همزمان با ادامه تحصیل در رشته روانشناسی عمومی مقطع کارشناسی ارشد وبلاگ دین درمانی را راه اندازی و طرح جامع دین درمانی مشکلات خانواده با موضوعات (ازدواج، همسرداری، تربیت فرزند ومهارت های زندگی) را شروع کردم که حدود شش سال این طرح تحت عنوان یک مدل جدید درمانی به صورت آزمایشی درحال اجرا است.

مدیر سایت دین درمانی خاطر نشان کرد: به صورت روزانه پیشرفت های حاصل اجرای طرح، ازطریق وب سایت تخصصی دین درمانی در اختیار عموم قرار می گیرد.

مدرس آموزش خانواده و مهارت های زندگی تصریح کرد: در چنین عصر و زمانی که ما شاهد موارد گسترش شقاوت و بدبختی در جامعه، غلبه ظلمات و شهوات بر نوع بشر، حضور فعال شیاطین جن و انس و طاغوت ها درجهان هستیم ضرورت دارد که دین به عنوان یک درمان گر فعال حقیقی و حقوقی به صورت جهادی وارد میدان شود و مردم جهان را از این سردرگمی نجات دهد.  

 
بیناباج در پاسخ به این سوال که آیا با توجه به اینکه نام این سایت دین درمانی است محتوای سایت در تبلیغ و ترویج دین تاثیر گذار هست؟ خاطر نشان کرد: پاسخ به  این سؤال پاسخ به چیستی دین درمانی است که شامل کشف استعدادهای مادی و معنوی افراد جامعه، تبیین علائق مادی و معنوی نوع بشر، تحقق اهداف حقیقی مادی و معنوی انسان‌ها و بهرمندی از کتب آسمانی به عنوان نور هدایت درجهت تحقق اهداف می شود.

این مشاوره دینی تاکید کرد: محتوای سایت دین درمانی بر گرفته از منابع دینی است که به آسانی در همه جای جهان در دسترس همگان است و در این سایت بیشتر از آموزه های قرآن و عترت استفاده شده که یار و یاور همیشگی و نور هدایت بشریت است.

مدیر سایت دین درمانی در پایان با بیان اینکه از تمام محققان و پژوهشگران علوم انسانی و اسلامی مخصوصا اساتید حوزه و دانشگاه دعوت به همکاری در این سایت می‌کنیم، افزود: انشاءالله به فضل الهی سایت دین درمانی به عنوان یک مرجع علمی بتواند در آینده مورده استفاده تمامی دانشمندان و پژوهشگران علوم انسانی به خصوص پژوهشگران حوزه خانواده قرار گیرد.

خاطر‌نشان می شود علاقه مندان، محققان و پژوهشگران علوم انسانی و اسلامی می توانند جهت همکاری و  کسب اطلاعات بیشتر از سایت دین درمانی به آدرس اینترنتی www.dindarmani.ir مراجعه نمایند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 3 اسفند 1394
مجتبی تقوایی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 3 اسفند 1394
مجتبی تقوایی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 3 اسفند 1394
مجتبی تقوایی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 3 اسفند 1394
مجتبی تقوایی
اسفند ماه است و روزهای پر کار و خیابان‌های شلوغ، همه در حال خانه تکانی، خرید عید، کامل کردن کارهای نصفه و نیمه و خلاصه در تکاپو، انگار که با تمام شدن سال باید حساب‌ها تسویه شده باشد، کارها به اتمام برسد و همه چیز برق بزند، شاید تصور این پیش آید که با تمام شدن ماه اسفند، وقت ما هم تمام می‌شود، یا خدای ناکرده جانمان!

اسفند که می‌رسد، تازه یادمان می‌افتد که مدت‌هاست، پایه یکی از مبل‌ها شکسته و باید تعمیر شود، شیر آب چکه می‌کند، و در اتاق بچه‌ها قژقژ.

بوی اسفند که می‌آید، کمدی که مدت‌هاست درش باز نشده، باز می‌شود و لباس‌های کهنه و نو از هم جدا می‌شود، نزدیک عید که می‌شود، دلمان می‌خواهد استکان‌های لب پَر را به کناری بگذاریم و لیوان‌های نو بخریم، رومیزی‌های قدیمی و عتیقه را رو می‌کنیم و به دیگر اعضای خانه می‌گوییم مراقب باشند، حقوق می‌گیریم و عیدی، به مراکز خرید می‌رویم و همه چیز می‌خریم، حتی چیزهایی که احتیاج نداریم، اما چون تخفیف خورده، ما را قلقلک می‌دهد که بخریمش!

در خیابان‌ها که قدم می‌زنیم، چشمانمان می‌دود، به دنبال اجناس حراج خورده و حواسمان نیست که از آن در خانه داریم، آن هم چند تا! با دستان پُر به خانه می‌آییم و خرید‌ها را به زور در قفسه‌های در شرف انفجار جا می‌دهیم. روزهای آخر سال که می‌شود، دلمان هوای گذشته‌ها را می‌کند، بوی شیرینی خانگی که این روزها از قنادی خریداری می‌شود و آه که چه گران است، دلمان به یاد قدیم‌ها، بچگی می‌کند، دلش عیدی می‌خواهد و بیچاره بچه‌های امروز که یا کسی این روزها عیدی نمی‌دهد یا این قدر پدر و مادر برایشان همه چیز را فراهم کرده‌اند که ارزش اسکناس‌های نو و تا نخورده عموجان را نمی‌دانند. روزها و شب‌های پایانی سال که می‌شود، پیش خودمان برنامه می‌ریزیم که عید دیدنی خانه کی برویم و به خانه کدام فامیل پا نگذاریم، چرا که سال گذشته بازدید ما را پس ندادند! فکر می‌کنیم که چه کسانی را برای شام نگه داریم و پارسال منزل کی، شام و ناهار ماندیم!

روزها و شب‌های اسفند به اندازه همه سال فکر می‌کنیم، دکوراسیون خانه را چگونه تغییر دهیم که بهترین باشد، کدام لباسمان را برای دید و بازدید‌ها بپوشیم، چه شیرینی و آجیلی برای مهمانانمان تهیه کنیم، به کجا سفر کنیم و با چه کسانی همراه شویم و...

اما در بین این همه شلوغی و همهمه، کسانی هم هستند که علاوه بر این همه کار و فکر، نگاهی به سالی که گذشت دارند، سبک و سنگین می‌کنند، نه‌تنها حساب‌های مالی خود را، بلکه رفتار خود را، اخلاق خود را، کارهایی که کرده‌اند را مرور می‌کنند، از تک‌تک کارهای خوبشان خوشحال می‌شوند و در دل می‌گویند در سال جدید، بیشتر به فقرا کمک می‌کنم، دست‌های نیازمند زیادتری را می‌گیرم، محبت بیشتری به خانواده‌ام می‌کنم و هزاران تصمیم قشنگ دیگر، که‌ ای‌کاش به مرحله عمل برسد، بعد نوبت به کارهای بدشان می‌رسد، دروغ‌هایشان، غیبت‌هایشان، دل شکستن‌هایشان، از یادآوری گناهانشان شرمگین می‌شوند و از اعماق وجود از خدای بزرگ عذر تقصیر می‌خواهند و عهد می‌کنند که بسازند آنچه ویران کرده‌اند...

ای کاش که ما هم چنین کنیم، در این روزهایی که اسفند، نفس‌های آخر خود را می‌کشد، ببینیم چه کرده‌ایم و تصمیم بگیریم که چه می‌خواهیم انجام دهیم، قبل از آن که خیلی دیر بشود و انگشت حسرت را به دندان بگزیم، به قول رسول رحمت و مهربانی خویشتن را محاسبه کنید‌ قبل از آن که به حساب شما برسند، کارهای نیک خویش را وزن کنید‌ قبل از آن که آنها را وزن کنند و آماده شوید برای عرضه بزرگ (روز قیامت).




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 2 اسفند 1394
مجتبی تقوایی

معرفی مشاغل ازاد و خدمات بیناباجیهای مقیم شهرهای کشور تمامی همشهریان گرامی به منظور استفاده و ارتباط و رفع نیازهای یکدیگر  میتوانند  مشخصات و ادرس محل کار  را به صورت نظرجهت ثبت در جدول زیر در همین بخش ارائه کنند.


 . ادرس

همراه

تلفن ثابت

شهر

عنوان خدمات

نام ونام خانوادگی

ردیف

چهارراه لشکر

-

8527211

مشهد

خیاط دیاموند

محمد بیناباجی

 

عدل خمینی 60

 

 

مشهد

ارایش من وتو

حسن بهروزیان

 

چهارراه گاز

 

 

مشهد

رنگ ابزار

علی حقگو

 

کیلومتر 6 جاده قوچان

09151209691

 

مشهد

خدمات تراش cnc

سید مهدی هاشمیان

 

بلوار طبرسی

09151213401

 

مشهد

تولید و توزیع  نبات و ابنبات

محسن بیگمی

 

خیابان سعدی

 

 

گناباد

توضیع مواد غذایی

برادران تقوایی

 

بلوار طبرسی- نبش صاحب الزمان 5

 

 

مشهد

داروهای گیاهی

دکتر رضا بیناباجی

 

 

09395457151

 

مشهد

تولید نبات و ابنبات

رحمتی

 

خ - شهید فروزان زاده

09159656856

 

قاین

ساخت محصولات چوبی

اعتمادی مقدم

 

سیار

09159341845

 

مشهد

مهندسی برق ساختمان

مهدی الهامیان

 

 

09159614101

5625263939-4040

قاین

تاکسی یلدا

قاسم بیناباجی

 

خ کلاهدوز

09360450610

7268128

مشهد

نمایندگی بیمه نوین

دهقان بیناباج

 

 

 

 

خضری

خدمات فنی حمید

سالاری

 

بلوار میثاق 13 پ 67

09155842923

صافکای برای همشهری ها با 40 در صد تخفیف

مشهد

صافکاری اتومبیل

حسینی بیناباج

 

ب خیام - جهاد کشاورزی

09155170837

7016814

مشهد

 

امورتبلیغاتی(تهیه تابلو-بنرو....)

سید محسن حسینی

 

 

09145021400

 

هرمزگان

مشاور امور جهانگردی

سید حسن هاشمیان

 

شهرک صنعتی طرق پیشه 2 تعمیرگاه وحدت (علی مکانیک )

09153126035

تخفیف برای همشهریان

مشهد

تعمیرگاه کامیون (خودروهای دیزلی)

محمد علی بیناباجی






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 27 بهمن 1394
مجتبی تقوایی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 26 بهمن 1394
مجتبی تقوایی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 26 بهمن 1394
مجتبی تقوایی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 25 بهمن 1394
مجتبی تقوایی
شب میلاد دختر زهراست/ هر کجا بنگری شعف برپاست
خانه مصطفی شده گلشن/ دیده مرتضی شده روشن
مونس و یار مجتبی آمد/ حامی شاه کربلا آمد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 25 بهمن 1394
مجتبی تقوایی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 25 بهمن 1394
مجتبی تقوایی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 24 بهمن 1394
مجتبی تقوایی


( کل صفحات : 56 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...